نگاهی به فیم سینمایی "منطقه سبز":

فیلم سینمایی منطقه سبز به کارگردانی پل گرین گرنس

آنچه واداشت تا چند جمله ای از این فیلم بنویسم مهارت آنها در ساخت وپردازش ایده هایشان است.

1- وانمود می کنند که اطلاعات سیا مخدوش بوده ودر جای دیگر هم وانمود می شود که اطلاعات دقیق است.( مخاطب را بین دوراهی نگه داشتن مهم است )

2-تقسیم کردن یک کشور به کرد وشیعه وسنی


3-تو فیلم میگه ما از خزانه آمریکا خرج کردیم (البته باید دید چند برابر جبران خواهد شد وشاید هم شدهدر فروش نفت عراق )

4-نشان دادن عراقی ها به عنوان کسی که تمایل دارند برای همکاری با آمریکائیها(مثل فرید پاشکسته براثر مثلا جنگ با ایران)

5-می گوین اطلاعات دقیقی نداریم "اما شروع می کنیم ببینیم چه میشه"

6-وانمود کردن به اینکه این خود عراقیها هستند (ژنرال الراوی)که برای ثبات در عراق به آمریکائیها نیاز دارند.در حالی که آمریکائیها برای خروج از عراق نیاز بیشتری به عراقی ها دارند.

7-صحنه هایی که در موقع جنگ عراق از رسانه های دنیا پخش شده وافکار عمومی رو جریحه دار کرده در این فیلم بازسازی شده و این صحنه ها را موجه جلوه می دهند (که برای دستگیری تروریست ها بوده)

8-دو صحنه فیلم هم مربوط میشه به نمایش دادن بعضی از نمادهایی که از آنها خشونت را می خواهند برسانند(نمایش شمشیرهایی که به عنوان دروازه های بعضی از مناطق بغداد هست)

9-چیزی که جای تعجب دارد منطقه سبز در این فیلم خضراء و سیز نیست

10-چیزی که بارز هست واشکالاتی که در برخورد با مردم عراق می شود بخاطر اختلافات درون سازمانی هست مثلا بین پنتاگون وسیا.

11-در پایان فیلم معلوم می شود که الراوی همان ماژلان بوده ،وبخاطر منافع دراز مدت برای تسلط بر {منطقه آینده ساز }آمریکا باید در منطقه حضور داشته باشد.

12-در این فیلم بوش می گوید:ما در نبرد عراق آمریکا و متحدان به پیروزی رسیدند.(البته قبل از پیدا کردن آنچه به خاطر آن از سازمان ملل مجوز گرفتند)

13-البته رسما اعلام می کنند که "هدف ایجاد دموکراسی در عراق است"(حالا به هر بهانه ای که می شود باید وارد شد)

14-در این فیلم می گوید هدف ایجاد دموکراسی است.اما این دموکراسی برای چه کسانی .مردم عراق که اصلا نقشی ندارند .دوصحنه در این فیلم از مردم عراق نشان داده می شود که از آمریکائیها آب می خواهند ودیگری خانواده الراوی وهمکاران او که مثلا با پوشش اسلامی نیستند. همین دو صحنه در مجموع دموکراسی آورنده مهم است نه پذیرنده دموکراسی.